یادداشتهای شبانه

https://sovietbeing.wordpress.com

دو سه نکته خطاب به اعتدالگرایان

لافونتن ادیب فرانسوی قرن هفدهم در روایتی می‌گوید: مردی دهاتی خرش را در چمنزار رها کرده و خود در سایه‌ی درختی آرمیده بود که ناگهان دشمنش با دشنه‌ای از راه رسید. مرد به خر نهیب زد که: «دشمن را ببین! باید بگریزیم.» اما خر در جوابش گفت: «او دشمن توست نه من. تو اگر میخواهی بگریزی بگریز. اما مرا رها کن تا برای خود بچرم. برای من چه فرقی دارد که بار تو را بر دوش بکشم یا بار او را؟ راستش را بخواهی دشمن من ارباب من است.» می‌توان با پیروی از این خط مشی، خود را از لبه‌ی تیز تضادهای موجود دور کرد و دمی بیشتر در چمنزار چرید. در این موضوع شکی نیست. اما خبر بد برای الاغ لافونتن این که او محکوم است تا ابد بارکش دشمنانش باقی بماند. شکی نیست که می‌توان با اعتدالگرایی حساب خود را افراطی‌هایی که جنگ و جدال به راه می‌اندازند جدا کرد و زندگی طبیعی را پاس داشت. اما بدبختانه زندگی طبیعی همواره بیرون از تاریخ باقی خواهد ماند. از این رو باید گفت اعتدالگرایی صرفاً نامی جعلی است برای «بی‌تفاوتی سیاسی».

کاری به کار تعاریف متعددی ندارم که این روزها از اعتدالگرایی به دست داده می‌شوند. ما باید به جای ارائه‌ی تعاریف ذهنی، چشم‌هایمان را به ابژه‌های واقعی بدوزیم: اعتدالگرایی یعنی چشم بستن بر تضادهای واقعاً موجود میان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی، میان سپاه و توده‌های مردم و در نهایت میان ایالات متحده و جهان سوم. از نظر اعتدالگرایان این تضادها اموری فرهنگی‌اند، یعنی تضادهایی ساختگی هستند از همان جنس تضاد خیر و شر در ساختار ذهنی مانویّت. گویی اگر کارگران به نحو دیگری درباره‌ی سرمایه بیاندیشند واقعیت بی‌رحم و خشن استثمار نیز دگرگون خواهد شد. البته اعتدالگرایان صرفاً به فلسفه‌پردازی اکتفا نمی‌کنند؛ بلکه با اعطای آزادی به معترضان نشان می‌دهند که عصر تضادها به سرآمده است. اما در واقع همین اعطای آزادی، خود بهترین گواه تضاد است. واقعاً اگر دانشگاه علامه در پی 8 سال فشار مداوم همه‌ی توانش را از دست نداده بود، امروز امکان برکناری شریعتی وجود داشت؟ اگر هنوز از دست زندانیان سیاسی کاری برمی‌آمد، کسی به صرافت می‌افتاد تا آزادشان کند؟ صادق باشیم. پس از 8 سال مانور نیروهای امنیتی، جامعه چنان اتمیزه شده که حضور یا عدم حضور رفقای دربندمان، نمی‌تواند چندان تغییری در مناسبات ایجاد کند. لحظه‌ی مناسب برای پیروزی از دست رفته است. اما تضادها به جای خود باقی‌اند.

روحانی از یکسو می‌گوید: «سپاه رقیب مردم نیست» و از سوی دیگر طوری از تعامل سازنده با ایالات متحده سخن می‌گوید که گویی هرگز چیزی از ترورهای سازمان‌یافته و فعالیت‌های جاسوسی به گوشش نخورده است. البته بعید نیست که ایشان بتوانند طبقه‌ی نظامیان ایرانی را با طبقه‌ی نظامیان آمریکایی آشتی دهند. زیرا شباهت و منافع مشترک این دو گروه بیش از آن است که راست کیشی شیعی یا کاتولیکی بتواند شکافی دائمی میانشان ایجاد کند. اما بعید است ائتلاف این دو، دردی از توده‌ها دوا کند. زیرا هیچ یک از این دو گروه به سازماندهی جامعه براساس تولید ارزشهای مصرفی و رفع نیازهای مردم نمی‌اندیشند. بلکه هدف نهایی‌شان تولید ارزش‌های مبادله‌ای مخرب در قالب بمب و موشک است. درست همانطور که نزدیکی نظامیان اسرائیل و مصر، نه تنها اوضاع مردم را بهتر نکرد، بلکه فشارها بر ساکنان نوار غزه و صحرای سینا را افزایش داد. بر این اساس باید تضاد میان دو طرف دعوا را جدی گرفت و آنرا به منزله‌ی نمودی از گرایشات تخریبی مجتمع نظامی-صنعتی به رسمیت شناخت. شاید روحانی هم با اوباما دست دهد و هم شانه‌ی خامنه‌ای را ببوسد، اما تضادها همچنان به جای خود باقی‌اند.

بد نیست در پایان خبر بد دیگری را هم به گوش الاغ لافونتن برسانم. در «قضیه‌ی حمار» از خری سخن گفته‌اند که نمی‌تواند از میان دو کپه یونجه در سمت راست و چپش یکی رابرگزیند. این خر، دقیقاً به خاطر ضعف اراده می‌خواهد در آن واحد هر دو کپه را تصاحب کند. بنابراین نمی‌تواند به هیچ یک نزدیک شود و دست آخر در میانه‌ی دو کپه یونجه از گرسنگی هلاک می‌شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 24/09/2013 بدست در نوشته ها فرستاده شده و با برچسب خورده.

آخرین نظرات

سالار در درسی از سیصد و پنجاه اوین
سالار در سرمایه‌داری و فاشیسم – روی…
یادداشت‌های شبانه در مزاروش و لنین – سیریل…
فولاد راستین در بعد از اودسا «انسان ماندن» خود…
یادداشتهای شبانه در ما و مجلس
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: