یادداشتهای شبانه

https://sovietbeing.wordpress.com

با «چه باید کرد» چه کردیم؟

برای قدردانی از رفقای بی‌نام و نشان سایت «میخک»

«چه باید کرد» پرسشی از اخلاق نیست و پاسخ خویش را از ارزش‌ها نمی‌گیرد. «چه باید کرد» پرسشی از استراتژی است. بنابراین پاسخ خود را هم از دیالکتیک انضمامی دریافت می‌کند. چپ همانطور که فلسفه، رویکرد انتقادی، تئوری و جایگاه خود را از واقعیت می‌گیرد، استراتژیش را هم در نسبت با همین واقعیت بنا می‌کند.

پاسخ دادن به پرسش «چه باید کرد» فرایندی استخوان خردکن است. زیرا مستلزم آن است که بر واقعیت احاطه پیدا کنیم. اما درک واقعیت به منزله‌ی یک کل، فقط به آگاهی از داده‌های تجربی خلاصه نمی‌شود. بلکه لازم است برای دریافتن نظم و ترتیب درست امور واقع، پیش از هر چیز به فلسفه و تئوری کل‌نگری مجهز شویم که در عین حال به دام بازگویی و تکرار اصول پیشینی خود نیافتاده باشد. فلسفه‌ای که فقط در پایان کار به اصول پیشینی خود می‌رسد. فقط در این صورت به دیدگاهی می‌رسیم که در آن، هر یک از مسائل زمانه، راه حل قطعی‌شان را در خود نهفته دارند.

اما رویکرد اخلاقی با چنین دشواری‌هایی روبرو نیست. می‌توانیم در پاسخ به «چه باید کرد» بلافاصله به ارزش‌های عام رجوع کنیم. اما در این صورت پاسخ‌های ما نخواهند توانست از مغاک میان «ارزش» و «واقعیت» به سلامت بگذرند. در این شرایط است که تمامی کنش‌های ایدئالیستی، در برابر واقعیت بیگانه در هم خواهند شکست. در این چند سالی که از حیات کژدار و مریز جنبش سبز می‌گذرد، به ندرت کسی به صرافت آن افتاده که با این پرسش، به منزله‌ی پرسشی از واقعیّت‌ها روبرو شود. همه می‌توانیم روزهایی را به خاطر بیاوریم که رهبران خودخوانده‌ی جنبش، سراسیمه و مستأصل از ما می‌خواستند این کار یا آن کار را بکنیم: به خیابان بیاییم، سکوت کنیم، روزه بگیریم و یا رأی بدهیم. دلیلشان هم این بود که در مقابل رنج قربانیان، انجام این کارها وظیفه‌ی اخلاقی ماست. اما راستش را بخواهید، چنین طرح و برنامه‌هایی بیش از آنکه از دغدغه‌های اخلاقی رهبران خودخوانده سرچشمه بگیرند، ناشی از کون‌گشادی، تنبلی و خمودگی فکری آنان بودند. یک بار دیگر به برنامه‌های سالانه‌ی «شورای راه سبز امید» نگاه کنید. هر یک از آن متن‌ها را می‌توان در عرض بیست دقیقه سر هم کرد.

گفتن ندارد که همه‌ی این برنامه‌های پا در هوا، به سرعت شکست خورده و در نطفه خفه شدند. انتخابات فرصت مناسبی بود تا بازگردیم و در مورد استراتژی‌های جبهه‌ی مردمی با هم بحث کنیم. اما هنوز که هنوز است از این موضوع بحثی به میان کشیده نمی‌شود. اوضاع روشنفکرانمان در این زمینه چنان اسفناک است که باسوادترین آنان، هنوز تاکتیک را با استراتژی اشتباه می‌گیرند. این امر ناشی از اشتباهی مهلک در درک وابستگی‌های طبقاتی روشنفکران است. آنان در انتخابات گذشته ثابت کردند بیش از آنکه به عاملیت تاریخی توده‌ی مردم باور داشته باشند، کاسه‌لیس سرمایه‌داران بزرگ و دم و دستگاه رسانه‌های ستاره‌ساز هستند.

گویا این روزها دور جدیدی از قلب پرسش «چه باید کرد» شروع شده است. روشنفکران به جای درس گرفتن از گذشته، به جای حرکت از ایدئالیسم به سمت واقع‌گرایی، هنوز هم در پاسخ بدین پرسش رویکردی اخلاقی و مبتنی بر ارزش اتخاذ می‌کنند. تنها تفاوتش این است که اینبار می‌پرسند «چه نباید کرد؟» گویی با تغییر دادن صورت مسأله، می‌توان بر تناقضاتی چیره شد که مسأله را به وجود آورده‌اند. «چه نباید کرد» نه تنها از «چه باید کرد» فراروی نمی‌کند، بلکه بسیار بدتر، آن را از هرگونه محتوای ایجابی می‌زداید و به جای آنکه به جنبش سمت و سویی مشخص بدهد، آن را در انفعالی خودانگیخته غرقه می‌کند.

«چه باید کرد» پرسشی نیست که پاسخی نداشته باشد؛ زیرا هیچ وضعیتی نیست که متضاد خود را در دل خویش تولید نکند. تا زمانی که «طبقه‌ی استثمارشدگان» وجود داشته باشند، پاسخ به «چه باید کرد» هم ممکن است و هم ضروری. به همین خاطر جزوه‌ی «چه باید کرد» سایت «میخک» هنوز باید خوانده شود. هرچند به لحاظ لفاظی و زبان‌بازی به پای هیچ یک از مقالات روشنفکرانمان نمی‌رسد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 27/09/2013 بدست در نوشته ها فرستاده شده و با , برچسب خورده.

آخرین نظرات

سالار در درسی از سیصد و پنجاه اوین
سالار در سرمایه‌داری و فاشیسم – روی…
یادداشت‌های شبانه در مزاروش و لنین – سیریل…
فولاد راستین در بعد از اودسا «انسان ماندن» خود…
یادداشتهای شبانه در ما و مجلس
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: