یادداشتهای شبانه

https://sovietbeing.wordpress.com

آقای بزرگیان! لطفاً چهارپا باقی بمانید

آقای بزرگیان

شما اخیراً نوشته‌اید: «اينكه زهرا اشراقى در يك گفت و گوى علنى مى گويد كه هايده گوش مي دهد، از جمله دستاوردهاى مهم اجتماعى است.» به عبارت دیگر زندانیان سیاسی ما، بایستی از این موضوع که نوه‌ی خمینی هایده گوش می‌کند احساس آزادی کنند و اگر چنین احساسی نداشته باشند، حرجی بر دولت نیست.

برای اینکه معنای موضع کنونی‌تان را دریابیم بگذارید سری به وبلاگتان بزنیم. عبارات داخل گیومه را همگی از نوشته‌های خودتان برگرفته‌ام. تنها تفاوتش این است که آنها را، همچون خود شما به هم دوخته‌ام (یا به قول خودتان کلاژ کرده‌ام) تا به موقعیّت کنونی ربط پیدا کند.

«قربانی چگونه کشته می شود؟ او در خلال یک مراسم پرطمطراق به میدان می رود وبرای ارزشی والا جان خود را فدا می کند. مساله این است که قربانی بر خلاف هوموساکر، تن بی جانش بیشتربه کار می آید. او پس از حذف شدن ادغام می شود (ادغام حذفی). همین ادغام شدن ومقدس شدن است که به چهره قربانی جذابیتی فوق العاده می دهد. تن مرده اش به درون کشیده می شود و متعلق به حاکم می شود. او بیرون انداخته می شود (حذف می شود) وبه درون کشانده می شود (ادغام می شود.)» در این مورد می‌بینیم که چگونه زنجیره‌ی جادویی «زهرا اشراقی-زندانیان سیاسی-هایده» حلقه‌ی قدرت حاکم را کامل می‌کند. به همین خاطر برای خلاص شدن از آن چیزی که «تن حاکم را به خصوصی ترین لایه های زندگی ما می آورد، راهی نیست جزبازخوانی انتقادی خاطرات جمعی (خاطرات مشترک). این نوع بازخوانی  به ما امكان می‌دهد که برضد تاریخ رسمی و ایدئولوژیك (روایت اعظم) كه چیزی نیست جز تخیلات شخص حاکم ، به گونه ای رادیکال بشوریم، و از سوی دیگر تاریخ را برای یکبارهم که شده از نگاه قربانیان و هوموساکرها فهم كرده و به صورت‌بندی اخلاقی از تاریخ دست یابیم.» به عبارت دیگر باید نشان دهیم چگونه قر و قمیش‌های هایده در دهه‌ی شصت، همچون نظریات امین بزرگیان در دهه‌ی 80 و 90، از منظر قربانیانِ این سال‌ها هیچ تفاوتی با باتوم‌های زندان حصارک ندارند. ما باید توحّشی را عریان کنیم که در بن ادا و اطوارهای فرهنگی طبقه‌ی متوسّط نهان شده است. «فراتر از هر لايروبى، فرهنگ شناسى در اولويت است. فرهنگ شناسى نه به معناى خنثى و شيكى كه امروز همه جا را فرا گرفته و در بهترين چاپخانه ها و بر روى نفيس ترين كاغذها منتشر مى شود، بلكه برگزيدن رويكرد انتقادى به همه آنچيزهايى كه با افتخار از آن ها ياد مى كنيم، همان اسناد فرهنگى؛ در جهت شناختن و پيدا كردن توحش موجود درآگاهى. البته گزاره نيچه اىِ تخريب هرآنچه كه تقديس مى شود، و جستجو در سرمنشأهاى آگاهى در خرابه هاى اين تخريب، بى شك كارى سخت و نيازمند بلوغ است.» زیرا فاشیسم اساساً پروژه‌ای است که در مسیری خلاف مسیر بلوغ حرکت می‌کند: در حالی که سیاست مترّقی بر استقلال و مسئولیّت شخصی انسان استوار است، فاشیسم حسرت روزگار خوش کودکی را می‌خورد؛ روزگاری که در آن «وحشی خوب غیرمتمدن» هیچ مسئولیّت اخلاقی‌یی بر عهده‌اش نبود. «موسیلینی ها و هیتلرها … اربابانی اند که با ترس بی پایان از مرگ و تاریخ، در کار فرزند سازی هستند؛ فرزندانی علیل ، وحشت زده و برده. قهرمان کسی است که قدرت مردم را به آنها یادآوری می کند. قدرت واقعی شان برای بهبود بخشیدن به زندگی ، اما پدر کسی است که با گرفتن قدرت، مردم را به فرزندان تبدیل می کند و مانع بلوغ جامعه اش می شود.» این فرزندسازی را بیش از هر چیز در کجا می‌یابید؟ هنگامی که امین بزرگیان برای جنبش سبز تفنگ آب‌پاش می‌خرد تا جنبش با تفنگ آب‌پاشش به جنگ «هیولای لویاتان دولت» برود؛ زمانی که نوستالژی خوشِ عصر هایده را برابر با ایده‌ی آزادی می‌شمارد و زمانی که در حسرت بازگشتن به ایّام جنینی در رحم مادر، آه و ناله سر می‌دهد.

آقای بزرگیان!

«اورول» داستانی کودکانه دارد که در ایران با نام «قلعه‌ی حیوانات» منتشر شده است. در این داستان کودکانه، کلاغی هست به نام «موزر» که مدام از دستاوردهای عظیم و شگفت جنبش حیوانات صحبت می‌کند. «موزر» به «مزرعه‌ی حیوانات» تعلق نداشت. «موزر» آسمانی و بهشتی بود. آقای بزرگیان! در بهشت اروپا خوش می‌گذرد؟

بدبختانه من سواد چندانی ندارم و نمی‌توانم مثل شما زیبانویسی کنم. فقط آن‌قدر می‌دانم که در قانون اول نوشته شده بود: «راه رفتن روی دو پا ممنوع است.» اکنون در مزرعه‌ی حیوانات اثری از این قانون به چشم نمی‌خورد. اما از شما استدعا دارم کمی اخلاق را رعایت کنید و طبق وعده وعیدهای گذشته، روی چهارپایتان راه بروید.

با احترامات فراوان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 15/10/2013 بدست در نوشته ها فرستاده شده و با , , برچسب خورده.

آخرین نظرات

سالار در درسی از سیصد و پنجاه اوین
سالار در سرمایه‌داری و فاشیسم – روی…
یادداشت‌های شبانه در مزاروش و لنین – سیریل…
فولاد راستین در بعد از اودسا «انسان ماندن» خود…
یادداشتهای شبانه در ما و مجلس
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: