یادداشتهای شبانه

https://sovietbeing.wordpress.com

مرگ بر اردوغان

مارکس به سال 1853، در مقاله‌یی در روزنامه‌ی «نیویورک دیلی تریبون» می‌نویسد:
«مکر و ریای عمیق و بربریتی که جزء لاینفک تمدن بورژوایی است، به روشنی خود را [مستعمرات] آشکار می‌سازد. سرمایه ھنگامی که در کشور زادگاھش در اشکال قابل احترامی تظاھر می‌کند، به محض عبور از مرز و ورود به کشور بیگانه و در مستعمرات نقاب از چھره بر می‌کشد.»
این سخن هنوز هم صادق است. در حالی که درون مرزهای ملّی، سرمایه‌ی آقای بابک زنجانی، به مثابه‌ی عقل، خرد و خدمت به میهن پدیدار می‌شود، در خارج از مرزهای ملّی رسوایی به بار می‌آورد و در و پیکر نظام سیاسی ترکیه را به هم می‌ریزد.

در درون مرزهای ملّی، تخلّفات و پدرسوختگی‌های امثال بابک زنجانی و سعید مرتضوی هیچ مسأله‌یی ایجاد نمی‌کند. خبری است در کنار دیگر خبرها. اما کافی است یکی از نوچه‌های درجه چندمشان، همین اعمال را در مقیاس خیلی کوچکتری در خارج از کشور مرتکب شود تا نقاب از چهره‌ی شوم سرمایه بیافتد و خشم خلق را برانگیزد.
در درون مرزهای ملّی و تحت حاکمیّت قانون، سعید مرتضوی می‌تواند انتقالش ناموجهش به بنگاه تجاری تأمین اجتماعی را با چنین بیاناتی توجیه کند:

«در اساسنامه سازمان تامين اجتماعي آمده که ارکان سازمان تامين اجتماعي يعني اعضاي هيات امنا و هيات مديره و مديرعامل بايد در حد فوق ليسانس بوده و پنج سال سابقه مديريت داشته باشد که من هفت سال سابقه دادستاني تهران داشته‌ام و هفت سال رييس شعبه دادگاه کارکنان دولت بودم که بيشتر مربوط به پرونده‌هاي سازمان بازرسي کل کشور و تخلفات مالي و اقتصادي کارکنان دولت بود، درواقع تصدي مشاغل قضايي به موجب قانون، مشاغل مديريتي محسوب مي‌شود.»

آقای مرتضوی خود را خیلی باهوش می‌داند که می‌تواند اینگونه با قانون بازی کند. اما او آنقدر احمق هست که در همین نقل قول، یکی از مخرب‌ترین جنبه‌های نظام سرمایه را افشا کند: اینکه در نظام سرمایه، میان عملکردهای مدیریّتی و عملکردهای پلیسی هیچ تفاوتی وجود ندارد. در نظامی که مبنایش بر استخراج ارزش اضافی است، هر مدیری پیشاپیش بازجوست. قانون هم این را تأیید می‌کند. باید پرسید آیا رفقایی که راه حل را «حاکمیت قانون» می‌دانند و از سیاست‌های پارلمانتاریستی حمایت می‌کنند، این واقعیّت صاف و ساده را نمی‌بینند؟

در داخل مرزهای ملّی، آقای سعید لیلاز هنوز هم یکی از رهبران آزادی‌خواه جنبش سبز به شمار می‌رود و می‌تواند دم از «مردم» بزند. حتّی اگر یک پای واردات کامیون‌های کشنده هوو بوده باشد. حتّی اگر پیروی‌اش از منطق سود، دستانش را به خون هزاران نفر از کشتگان تصادفات جاده‌یی آلوده کرده باشد.
همه شاهدیم که کثافت‌کاری‌های سرمایه در داخل مرزهای ملّی، هیچ جنبش مردمی‌یی را برنمی‌انگیزد. کاملاً برعکس. وضعیّت چنان وقیحانه است که یکی مثل لیلاز به خود اجازه می‌دهد تا حین تصفیه حساب با بخشی از اصلاح‌طلبان رادیکال، دستی هم به سوی لنین دراز کند و آنان را دچار «بیماری چپ‌روی کودکانه» بنامد. این چیزی است که در تک تک روابط ما، در متمدّن‌ترین بخش‌های مملکت جاری و ساری است.
هنگامی که ما از «منافع عام پرولتاریای جهانی» دم می‌زنیم، منظورمان به هیچ وجه دالّی تهی نیست. گمانم وقایع اخیر ترکیه به درستی نشان داد که در اینجا نه با یک دالّ تهی پست‌مدرنیستی، بلکه با یک ضرورت عینی روبروییم.

جبهه‌گیری بدیلی پایدار در برابر نظام سرمایه، مستلزم آن است که واقعیّت به روشن‌ترین شکل ممکن عیان شود و نقاب از چهره برکشد. به همین خاطر است که نیروهای چپ، بایستی به جای راه‌حل‌های موضعی، موقّت و قانونی، هر چه بیشتر به سمت باززایی بین‌الملل حرکت کنند. جنبش اخیر ترکیه علیه فساد سرمایه‌ی ایرانی و سکوت صاحبان اصلی تأمین اجتماعی در قبال فساد عمیق این دستگاه، مؤید این ادّعاست.
شکل‌گیری چنین بین‌المللی خواب و خیال نیست: شمار فراوانی از رفقای ما، طی سال‌های اخیر آواره‌ی ترکیه، اروپا و آمریکا شده‌اند و می‌توانند نطفه‌های چنین بدیلی را شکل دهند

.
مارکس مقاله‌اش را با این عبارت به پایان می‌رساند: «حقیقت این است که کوچکترین تغییری در مناسبات حاکم بر هند، سرنوشت ما را سراپا دگرگون خواهد کرد.» به همین ترتیب شکست اردوغان در ترکیه، به معنای فروافتادن یکی از حلقه‌های زنجیری است که بر دست و پای ما بسته شده.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 27/12/2013 بدست در نوشته ها فرستاده شده و با , , , برچسب خورده.

آخرین نظرات

سالار در درسی از سیصد و پنجاه اوین
سالار در سرمایه‌داری و فاشیسم – روی…
یادداشت‌های شبانه در مزاروش و لنین – سیریل…
فولاد راستین در بعد از اودسا «انسان ماندن» خود…
یادداشتهای شبانه در ما و مجلس
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: