یادداشتهای شبانه

https://sovietbeing.wordpress.com

رأی من کو؟ آنجا در کریمه

ولادیمیر پوتین در نطق الحاق کریمه گفته است که اگر غرب به دخالت در امور اکراین ادامه دهد، روسیه نیز در رابطه با پرونده اتمی ایران بازی دیگری را آغاز خواهد کرد.

این نقل قول غیر مستقیم از چند جهت حائز اهمیّت است:

یک –روسیه توجیه حقوقی دخالت در شبه‌جزیره‌ی کریمه را در «حق تعیین سرنوشت» می‌جوید. حسن روحانی نیز بارها گفته است که «دستاوردهای دیپلماتیک‌اش» در پرونده‌ی هسته‌یی حاصل رأی مردم بوده است. اکنون گویا دم خروس هر دو طرف از زیر قبا بیرون افتاده است: وقتی پوتین رک و راست می‌گوید که مناقشه‌ی هسته‌یی تهران منوط به ساخت و پاخت‌های کرملین و کاخ سفید است و ربطی به نظر خود ایران ندارد؛ با یک حرکت، پوچی «حق تعیین سرنوشت» را هم برای کریمه و هم برای ایران نشان می‌دهد. و براستی در دولت بورژوایی که ابزار سرکوب توده‌هاست، «حق تعیین سرنوشت» چه معنایی دارد؟ وقتی ما نمی‌توانیم در مورد مسائل کوچکی چون قیمت نان و حداقل دستمزد کوچکترین تأثیری بر رفتار دولت بگذاریم، حواله دادن مسائل کلانی چون «سیاست اتمی» یا «اداره‌ی سیاسی» به اراده‌مان چه می‌تواند باشد جز وقیحانه‌ترین شکل عوام‌فریبی و ریاکاری؟

دو – فرض کنیم غرب نیز بخواهد با تغییر بازیش سر پرونده‌ی هسته‌یی ایران، به روسیه فشار بیاورد و به دخالت در امور منطقه اکراین ادامه دهد؛ آن وقت چه خواهد شد؟ کل «دستاوردهای دیپلماتیک هسته‌یی» دولت روحانی و به تبع آن همه‌ی تدابیر و امیدهای بنفش دود هوا می‌گردند. بنابراین کاملا طبیعی است که بورژوازی ایرانی حامی روحانی، با دخالت روسیه در اکراین مخالفت بورزد. اما در این صورت ناچار است افسانه‌های دمکراتیکش را کنار بگذارد و به تلخی اعتراف کند که تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت ایران، پشت درهای بسته‌ی کرملین انجام می‌شود. قدمی جلوتر بگذاریم: گیریم جامعه‌ی مدنی روحانی‌چی تن به اعتراف نداد و به نام «حمایت از انقلاب اورومایدان» در پی محکومیّت روسیه برآمد. خب جامعه‌ی مدنی ایران چه ابزاری برای فشار بر کرملین در اختیار دارد؟ هیچ. نه تنها هیچ ابزار دمکراتیکی وجود ندارد بلکه سرمایه‌داران باز هم ناچارند افسانه‌های دمکراتیک‌شان را کنار بگذارند و زیربار نتیجه‌ی رفراندوم اخیر کریمه نروند. میبینید که در هر دو مورد، دمکراسی بورژوایی نه توسّط «استبداد دولتی» بلکه توسّط خود بورژوازی نفی می‌گردد.

سه – چپ، به عنوان جریانی که خواه‌ناخواه همان «طبقه‌ی کارگر» نیست، همه تناقضات فوق را در سطحی بالاتر تجربه می‌کند. البته منظورم فقط چپ‌های فرهنگی و رخدادباور نیست که بر قدرت‌گیری فاشیست‌های اسووبودا چشم می‌بندند. بلکه منظورم اقلیتی از چپ‌هاست که تاکنون صادقانه‌تر عمل کرده‌اند و از نشان دادن جنبه‌های کثیف جنبش مردمی ابایی نداشته‌اند. برای مثال رفقایمان در مجله‌ی هفته که دخالت روسیه را در این قائله می‌ستایند. اکنون فرض کنیم که روس‌ها تصمیم بگیرند برنامه‌ی هسته‌یی ایران را به منزله‌ی ابزاری مناسب علیه غرب به کار گیرند. فرض کنیم طبق تصمیم پوتین، ایران باز هم به سیاست هسته‌یی دوران احمدی‌نژاد نزدیک شود و هزینه‌های بیشتری را بر مردم خود روا بدارد. در این صورت آیا جبهه‌ی ضدفاشیستی چپ ایرانی، از این اقدام استقبال خواهد کرد؟ به هر حال این سیاست ابزاری است علیه ایل و ایلغازهای اسووبودا. اما در عین حال لطمات جبران‌ناپذیری هم به معیشت توده‌های ایران خواهد زد. پس آیا ارتدکس‌های حامی پوتین، با این سیاست مخالفت خواهند نمود و جبهه‌ی ضدفاشیستی را تضعیف می‌کنند؟ یا آنکه بر قمار پوتین بر سر سرنوشت ایرانیان صحّه میگذارند

این تناقضات، بدبختانه اپورتونیسم عمیقی را نشان می‌دهد که در ساختار چپ ایران ریشه دوانده است. فرقی نمی‌کند چقدر به فاشیست‌ها فحش می‌دهیم یا چقدر سر حداقل دستمزدها هارت و پورت به راه می‌اندازیم. در نهایت خود را در بن‌بستی گیرانداخته‌ییم که وخامتش، هیچ ربطی به توان و قدرت نظام سرمایه ندارد. بلکه ناشی از بحران درونی خود ما چپ‌هاست. زمانی لوکزامبورگ هنوز جرأت داشت بگوید: یا سوسیالیسم یا بربریّت. اما ما شرایط خود را طوری ساخته‌ییم که فقط میتوانیم از میان بربریّت به دلخواه خود یکی را برگزینیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در 22/03/2014 بدست در نوشته ها فرستاده شد.

آخرین نظرات

سالار در درسی از سیصد و پنجاه اوین
سالار در سرمایه‌داری و فاشیسم – روی…
یادداشت‌های شبانه در مزاروش و لنین – سیریل…
فولاد راستین در بعد از اودسا «انسان ماندن» خود…
یادداشتهای شبانه در ما و مجلس
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: