یادداشتهای شبانه

https://sovietbeing.wordpress.com

درسی از سیصد و پنجاه اوین

اما همیشه می‌گفتم
تنها مرگ است که مرا هیچ نمی‌آموزد
برشت

سرکوب بند 350 اوین ماجرای هولناکی بود. اما اشتباه است اگر بپنداریم دوستانمان در زندان، تنها از باتوم نیروهای امنیتی خوردند. آنچه سرکوب اوین را ممکن ساخت، نه خوش‌دستی باتومها، بلکه توهمّات ما درباره جامعه‌ی مدنی بود. آنچه وحشتناک است این نیست که صدا و سیما حقیقت را وارونه جلوه می‌دهد، این است که هیچ یک از نهادهای غیردولتی جامعه مدنی، هرگز به صرافت نیافتادند تا حقیقت را بازگو کنند. ما حساب باتوم‌ها و بدتر از آن را هم کرده بودیم. آنچه حسابش را نکرده بودیم این بود که دوستانمان برای سکوت کردن بر ما فشار بیاورند که مبادا دولت تحت فشار قرار بگیرد. واکنش کلّی جامعه مدنی نشان داد مردم ما پس از چهار سال تهدید و ارعاب چنان ترسیده‌اند که حاضرند به جای گوشمالی دادن گرگ‌ها، کل گله‌ی گوسفندان را به درّه بیاندازند. اشتباه ما این بود که بیش از حد روی مقاومت و اعتراضات بخشی از بورژواها حساب باز کردیم: ما منافع مشترک این طبقه را با دولت نادیده گرفتیم و بیهوده بر خصلت اعتراضی قشرهایی از آن تأکید نمودیم. غافل از آنکه وقتی دولت سرمایه‌داری شرایط مناسب انباشت را برای این طبقه فراهم می‌آورد، این طبقه نیز به مدافع سرسخت دولت تبدیل خواهد شد. اکنون جا دارد کلیه نیروهای چپ از خود بپرسند کدام یک سیاست توهم است؟ پیروی از امکانات جنبش کارگری یا دل‌خوش کردن به مبارزات بورژوازی و خرده بورژوازی؟
می‌توانیم هر پاسخی که خواستیم به سوال فوق بدهیم. اما نباید فراموش کنیم تنها در صورتی می‌توان از کمپین‌های احمقانه‌ی کله‌های کچل و دستبندهای رنگی فراتر رفت که چشممان را به روی مقاومت‌ها و مبارزات واقعا‌ً موجود بگشاییم. تنها در صورتی می‌توان به نحو عملی به سراغ دولت رفت و در برابر آن ایستاد که مناسبات طبقاتی در درون خود جنبش دگرگون شوند. تا زمانی که جنبش، جنبشی بورژوایی باشد نسبت به سرکوب‌هایی که برای حیات سرمایه ضروری‌اند سکوت خواهد کرد. این دیگر مسأله‌ی تئوری و نظریه نیست. بلکه مسأله‌ی واقعیت و چشم‌داشت است

Advertisements

1 دیدگاه برای “درسی از سیصد و پنجاه اوین

  1. سالار
    15/10/2014

    بسيار نيك و واضح حق مطلب را ادا كرديد.
    اساساً بسيارى از اقشار بورژوايى و اِليت جامعه
    حتى با نداشتن كوچكترين پيوند با حكومت و هئيت حاكمه
    منافع اقتصادى و خصوصى خود را در اين نوع نظام مى بيند.
    لذا بانگ مخالفت آنان براى زيرپا گذاشته شدن حق و منافع توده و عوام نيست
    بلكه خط مرز اين مخالفتها تا سرحد منافع شخصى وخصوصى آنان است.
    شرايط نابسامان امروز براى اين قشر بسيار سودآورتر از هرزمان ديگر است كه بخواهند
    هم صداى منافع توده باشند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ویودی در 01/05/2014 بدست در نوشته ها فرستاده شده و با , برچسب خورده.

آخرین نظرات

سالار در درسی از سیصد و پنجاه اوین
سالار در سرمایه‌داری و فاشیسم – روی…
یادداشت‌های شبانه در مزاروش و لنین – سیریل…
فولاد راستین در بعد از اودسا «انسان ماندن» خود…
یادداشتهای شبانه در ما و مجلس
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: